close
تبلیغات در اینترنت
وصیت نامه شهید

تبليغات
نظرسنجي
این سایت چقدر توانست در رشد فکری شما تاثیرگذار باشد؟


اعضاء
ورود به سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

______________________________

عضويت در سايت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آخرين پست ها
آمار
  • بازديد هفته : 54
  • بازديد ماه : 312
  • بازديد سال : 441
  • بازديد کل : 14,309
  • تعداد پست ها : 16
  • تعداد نويسندگان : 5
  • افراد آنلاين : 1

ارتباط با مدير سايت
کدهاي اختصاصي

وصيت‌ نامه شهید دانش آموز رضا سلیمانی

 

 

كدشناسايى  :1403509

كدبايگانى  :6520105

نام  :رضا

نام خانوادگى  :سليمانى

نام پدر :نبى‌اله

تاريخ‌تولد:28/06/1347

ش.ش:74

محل‌صدور شناسنامه:ابهر

 تاريخ شهادت  :12/02/65

نوع حادثه  :حوادث‌ مربوط به‌ جنگ‌ تحميلى

شرح حادثه  :حوادث ناشى از درگيرى مستقيم بادشمن-توسط دشمن‌ در جبهه

استان: بنياد شهيد استان ‌زنجان

شهر: اداره ‌بنياد شهيد ابهر

 

 

وصيت‌ نامه:

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم


((ان الله اشترى من المومنين انفسهم ...)) سوره توبه آیه111

((خدا جان و مال اهل ايمان را به بهاى بهشت خريدارى كرده، آنها در راه خدا جهاد مى كنند كه دشمنان دين را به قتل رسانند و يا خود كشته شوند. اين وعده قطعى است بر خدا و عهديست كه در تورات و انجيل و قرآن ياد فرموده و از خدا باوفاتر به عهد كيست؟ اى اهل ايمان شما به خود در اين معامله بشارت دهيد كه اين معاهده با خدا به حقيقت سعادت و پيروزى بزرگ است))


درود بر آنانكه در راه خدا گام برمى دارند و سلام بى حد بر پاكان، بر آنانكه به دنياپرستى و آنچه كه انسان را از خدا دور مى گرداند، پشت كرده اند و درود بر مجاهدان واقعى، ياران امام زمان (عج) آنانكه چونان على (ع) روز را بر شب مى رسانند و شب را به روز و همانند حسين بر مرگ سرخ لبخند عشق مى زنند.عشق به حسين و حقيقت، از قلب هر بسيجى زبانه مى كشد كه شايد هر كس تاب درك اين عشق را نداشته باشد. دل كندن از وابستگى‌ها و پيوند قلبى با خدا، عشق به حسين و راه او را دنبال خواهد داشت و آنگاه هنگامه سر دادن آهنگ وصال است كه با آغوشى باز مرگ را پذيرا مى شود.

بنده اى بودم كه در طول زيستنم، آنچنان از فرمان خدايم فرمانبردارى نكردم و آنچنان كه خدا مى خواست، نبودم. ولى از آنجا كه در رحمت خداوند به سوى هر گنهكار و اميدوارى باز است، من هم به رحمت او اميدوارم و از باب تذكر آنچه را كه دلم مى خواهد، مى خواهم بنويسم.

اكنون در ميان صداى خمپاره ها و توپهاى دشمن نشسته ام. چيزى به جزء عشق را در ميان جوانان بسيجى نمى بينم و اين نشانه اوج عرفان و عمل به احكام خداست. چه صفايى دارد كه انسان قدرتى در دست داشته باشد تا بتواند افسار شيطان را در دست گيرد و فقط مطيع فرمان خدا باشد و اين در سايه ترك معاصى و ايمان قلبى به خداست.

الهى! مرا چونان بزرگانى كن كه بجز تو كسى را نديدند و بجز تو بر كسى دل نبستند. اميدوارم آنان كه خود را به فراموشى سپرده اند و به ارزش والاى انسانيت پى نبرده اند، ناقوس بيدارى شهدا را بشنوند و خود را در برابر جامعه مسئول بدانند.

پدر و مادر مهربانم! اى بزرگوارانى كه من هميشه به وجود شما افتخار مى كردم، شما مصداق بزرگان اسلام هستيد كه از اوان زندگى ام زحماتى بى حد در راه رسيدن به كمالم را متحمل شديد. به ياد دارم كه در آغوشتان اشك بر گونه هايتان را كه براى حسين (ع) ريخته شد، احساس مى كردم و اكنون مى خواهم بگويم كه من به بركت اشكهاى گرمتان، عاشق امام حسين (ع) پرچمدار خط سرخ آل محمد (ص) گشته‌ام و مى خواهم چونان مجاهدانى باشم كه خود را تا خدا رساندند.  

مادر جان! با تو عهد بسته ام كه در كربلا راه حسين (ع) را تبليغ كنم. با تو پيمان بسته ام كه در كربلا رهروى چون على اكبر باشم و بايد تو نيز افتخار كنى كه فرزندت حق بودن راه حسين را فهميد و اين را درك كرد. پدرجان! در زندگى برايم زحمات بى حدى را متحمل شدى و اين حكمت خدا بود كه زحمات را به پاى فرزندى مى ريختيد كه در راه رسيدن به كمال جهاد نمود.

پدر و مادر بزرگوارم! خدا به شما امانتى داده بود كه بايد اين امانت را به نحو احسن حافظ مى بوديد و بر شما باد جنة‌الماوى كه امانت را بهتر از آنچه كه انتظار مى رفت، تحويل داديد. نه شما مال من هستيد و نه من مال شما، همه براى خداييم و اين تصميم و اراده انسان است كه بايد امانت الهى را به نحو احسن تحويل دهيم. و فكر نمى كنم اشك ريختن، براى سرباز امام زمان كه در راه حسين جهاد كرده، معنايى داشته باشد. با همه اينها مى خواهم، حلالم كنيد تا سبكبال باشم.

برادران عزيز و مهربانم! اى سربازانى كه طريق زندگيتان هميشه برايم الگو بوده است و در دنيا چيزى بجز محبت و نيكى از شما نديدم. مى‌خواهم صادقانه در راه خدا باز فعاليت كنيد و بيرق اسلام را در دست بفشاريد تا انشاءالله مجال به فرصت طلبان ندهيد. مرا در دعاهايتان فراموش مكنيد و از براى گناهانم از خدا طلب مغفرت كنيد.

اميدوارم روزى فرا رسد كه بيرق اسلام توسط شما فرزندان اسلام در كربلاى حسين برافراشته شود.

خواهر مهربانم! تو كه از اوان زيستت زينب وار بودى و چونان مجاهدان بودى كه در هر سنگر فعاليت داشتى، اميدوارم همانگونه باشى كه خواهر حسين مى خواهد در جبهه هاى مقاومت فعالتر باشيد و سنگرهاى مسجد و دعا را خالى نگذاريد. حجاب شما همانند تيغ برانى است كه هر ريشه فاسدى را مى كند. خواهر مهربانم! در طول زندگى زحمات زيادى بر دوشت انداختم و آنچنان كه بايد نبودم، ولى اميدوارم مرا دعا كنى و برايم از خدا طلب مغفرت بخواهى.  

در اين هنگاميكه آرزو دارم كه پرچم خونين مرا دوستان و ياران فداكارم بر چنگ بگيرند و هرگز صحنه را خالى مگذارند. سنگرهاى محبت و عشق را در بين يكديگر بيشتر كنند و هرگز مسجد و پايگاه را خالى نگذارند و {به} بهانه جويان و آنها كه خود را به پوكى زده اند، فرصت ندهند. و اميدوارم هر گونه بدى از سوى اين بنده حقير متوجهشان شده عفوم كنند. سخن زياد، وليكن وقت كم و بيش از اين نمى توانم بنويسم. حق الناس را بر گردنم حلال كنيد. سه روز، روزه نيز دارم. 

پروردگارا! اين جهاد را از من بپذير و به بركت اين عمل گناهانم را بريز. 


التماس دعا          

        


رضا سليمانى (امضاء) فاو .1/2/65