close
تبلیغات در اینترنت
معرفی شهید

تبليغات
نظرسنجي
این سایت چقدر توانست در رشد فکری شما تاثیرگذار باشد؟


اعضاء
ورود به سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

______________________________

عضويت در سايت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آخرين پست ها
آمار
  • بازديد هفته : 45
  • بازديد ماه : 303
  • بازديد سال : 432
  • بازديد کل : 14,300
  • تعداد پست ها : 16
  • تعداد نويسندگان : 5
  • افراد آنلاين : 1

ارتباط با مدير سايت
کدهاي اختصاصي

معرفی دانش آموز شهيد رضا سليماني ابهری

 

 

 

نام:رضا 

نام خانوادگی:سلیمانی ابهري

نام پدر: نبی اله                                         

 تحصیلات:چهارم دبیرستان                

 پایگاه مقاومت بسیج :ابهر     

 محل اعزام:  شهرستان ابهر  

 تاریخ ومحل شهادت:1365 فاو

 

 

 

معرفی شهید از لسان مادر بزرگوار ایشان:

در سال 1347 به دنیا آمد و قنداقه شهید طوری بودکه دستهایش از دیگر فرزندان بلند تربود ودر موقع شهادت هم مانند حضرت ابوالفضل (ع) قطع گردید. وی در سن چهارده سالگی برای اولین بارراهی جبهه شد ایشان که برای بار دوم به جبهه اعزام می شدند از او خواستیم امتحان بدهد ودیپلم را گرفته و بعد به جبهه بروند ولی ایشان در جواب گفتند من باید در جبهه امتحان بدهم! وبا برادرش عازم جبهه شدند و آرپی جی زن بودند و برادرش کمک او بود وآنها مستقیما به فاو اعزام شدند ودر عرض سه روز به فیض شهادت نائل شد.

از همان کودکی آثار شهادت در او هویدا بود اما ما نمی توانستیم درک کنیم. در کودکی که به ایشان پول می دادیم پولش را به فقرا می داد. وقتی که نوجوان شد از مدرسه بلافاصله به مسجد می رفت نمازش را میخواند و بعداً به منزل می آمد، وقتی از ایشان پرسیدم چرا وقت ناهار به منزل نمی آیی در جواب گفت میخواهم دو استفاده بکنم هم نمازم را سر وقت بخوانم و هم وقتی دخترهای دبیرستانی تعطيل مي شوند،    نمی خواهم با آنها هم مسير و آنان را مشاهده کنم. روزی نيز سوار تاکسی شده بود چون یک دختر بد حجاب درتاکسی نشسته بود بلافاصله به راننده تاکسی گفته بود نگه دار و پول تاکسی را داده و پیاده به منزل آمده بود.

 


جملاتی از مناجات شهید بزرگوار :

اشک به پای توریختن وکوله ی ثواب را پرنمودن چه صفا و وفایی دارد، این راز که تو را ازخود راضی نمودن چه زیباست و شهادت در راهت، پروردگارا این از رحمت تو  به دور است که بنده ای تشنه را تشنه ترکنی ، الهی در این بیابان دنیا به دنبال آبی حیاتم تا روحم را با آن سیراب گردانم ، جام عشقت، برایم گمشده ای است که دیوانه وار به این ور و آن ور میزنم تا آن را بیابم ، بنده مسکین وگنه کار و خاطی و دلشکسته ای بی ارزشم، خود می دانم که جسم ضعیف و رنجورم تاب آتشت و شلاق هایت را ندارد، دفتر حسابم ،کارنامه سیاهم، اعمال بی پایه ای که در ظاهر عبادت بودند و در پیشگاهت مردود، عرق شرم همراه با دنیایی از حسرت برای من جا می ماند.